<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>دوفصلنامه علمی  رجشمار</title>
    <link>https://rajshomar.birjand.ac.ir/</link>
    <description>دوفصلنامه علمی  رجشمار</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 23 Aug 2021 00:00:00 +0430</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 23 Aug 2021 00:00:00 +0430</lastBuildDate>
    <item>
      <title>بررسی محتوای فیلم سینمایی « فرش ایرانی » از منظر جامعه شناسی هنر</title>
      <link>https://rajshomar.birjand.ac.ir/article_1815.html</link>
      <description>جامعه شناسی هنر با نگاه بیرونی به آثار ، ابعاد مهمی از دنیای هنر را بر ما آشکار می سازد. در آثار سینمایی، بازتاب بسیاری از موضوعات فرهنگی و اجتماعی را می توان مورد مطالعه دقیق قرار داد. هدف این مقاله بررسی نحوه بازنمایی ابعاد جامعه شناختی فرش دستباف در فیلم "فرش ایران" است که در سال 1385 بصورت یک مجموعه 15 فیلم کوتاه توسط 15 تن از فیلمسازان برجسته ایرانی ساخته شده است. هدف اصلی تحقیق شناخت میزان و ترکیبی است که از ابعاد جامعه شناختی فرش دستباف ایرانی در فیلم &amp;amp;laquo; فرش ایرانی&amp;amp;raquo; به عنوان یک فیلم شاخص در این زمینه، بازتاب یافته است. نوع تحقیق توصیفی ـ تحلیلی و روش تحلیل کیفی بوده است. شیوه جمع آوری اطلاعات، مشاهده فیلم ، کتابخانه ای و جستجوی اینترنتی بوده است. نتایج به دست نشان داد که: ابعاد جامعه شناختی فرش دستباف، در فیلم بازتاب متناسبی نداشته است و فقط در چهارمورد از پانزده فیلم تمرکز خوبی بر این زمینه مشاهده شد. در مقابل ، توجه به زیبایی و اهمیت هویتی فرش دستباف و بعد فرهنگی آن در فیلم زیاد وجود دارد. در 4 فیلم با محوریت مسائل جامعه شناختی، در عین حال که به همه عناصر چهارگانه تولید، میانجی گری و توزیع توجه خوبی شده، توجه به حیطه تولید و میانجی گری بیشتر و توجه به حیطه توزیع و مصرف کمتر مشاهده شد که در مصرف نیز بیشتر توجه به مصرف جهانی مشاهده شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی مفاهیم و کارکردهای عروسک‌های بومی- محلی خراسان جنوبی با تاکید بر عروسک دوتوک</title>
      <link>https://rajshomar.birjand.ac.ir/article_1891.html</link>
      <description>یکی از مهم‌ترین دستاوردهای اجرای پروژه ترسیب کربن در خراسان جنوبی، احیای عروسک دوتوک می‌باشد که در روستای تاجمیر واقع در حوالی مرز ماهی‌رود در فاصله حدود ۹۰ کیلومتری از مرز افغانستان، در شهرستان سربیشه استان خراسان جنوبی، احیا، تولید و عرضه می‌شوند. این پژوهش در زمره تحقیقات قوم‌نگاری، زمینه آن، فرهنگ عروسک‌سازی و گروه انسانی مورد مطالعه، اهالی بومی روستاهای خراسان جنوبی و به طور عمده بومیان روستای تاجمیر است. روش گردآوری اطلاعات مراجعات میدانی و مصاحبه با افراد مطلع محلی در زمینه چگونگی ساخت و درک مفاهیم عروسک‌های محلی است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد علاوه بر وجود تنوع در طراحی و ساخت عروسک‌های بومی-محلی خراسان جنوبی، عروسک‌های راوی صادقانه فرهنگ و فرهنگ تن‌پوش محلی هستند. در خصوص تکنیک ساخت و مهارت تولید هر عروسک نیز تاثیرپذیری از اقلیم منطقه و شرایط آب هوایی دیده می‌شود. در مبحث کارکردهای ساخت عروسک ها می‌توان گفت که این عروسک‌ها پیام آور حفظ منابع طبیعی و محیط زیست است، زیرا مواد اولیه آن سازگار با محیط زیست بوده، به اقتصاد و معیشت جامعه محلی جامعه روستایی کمک کرده و لذا می‌تواند به عنوان شغلی مکمل برای خانواده روستایی محسوب شود. به علاوه عروسک‌سازی ابزار انتقال آداب و رسوم منطقه به نسل‌های بعد و حتی معرفی آن به سایر مناطق هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه رابطه فرهنگ بومی و تن‌پوش محلی با هدف مردم‌نگاری تاجمیر</title>
      <link>https://rajshomar.birjand.ac.ir/article_1895.html</link>
      <description>نوشتار حاضر با هدف مستندسازی مردم نگاری تاجمیر با تاکید بر فرهنگ بومی و تن‌پوش محلی نگاشته شده است. این پژوهش در زمره تحقیقات قوم‌نگاری، زمینه آن، فرهنگ تن‌پوش و گروه انسانی مورد مطالعه، اهالی بومی روستای تاجمیر در استان خراسان جنوبی است. روش گردآوری اطلاعات مصاحبه با 8 نفر از بومیان تاجمیر در خصوص آداب زندگی و شیوه زیست و تاریخچه این قوم با تاکید بر بررسی توصیفی رابطه فرهنگ بومی و تن‌پوش محلی است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که تن‌پوش محلی مردمان تاجمیر علاوه بر اینکه به عنوان لباس، عملکرد پوششی مشخصی دارد، همچنین برای برآوردن نیازهای خاص انسان بومی از جمله نشان دادن موقعیت اجتماعی، هویت گروهی، مناسبات آیینی، و همچنین بخشی از تفکر فلسفی زندگی، کاربرد دارد. به نحوی که مردم این منطقه با وجود کنار گذاشتن بسیاری از فعالیت‌های نسل گذشته اعم از دامداری و کوچ‌روی عشایری، به دلیل احیای فرهنگ عروسک‌سازی در خلال پروژه ترسیب کربن، مجددا به یاد پوشش سنتی خود افتاده و دوباره آن را در قالب عروسک دوتوک تاجمیری احیا نموده‌اند. اینجاست که می‌توان نمونه موفق تلفیق دو رویکرد کارکردگرایی و آرمان‌گرایی را در حفظ تن‌پوش سنتی این منطقه عیان داد. چرا که علاوه بر کارکرد لباس محلی در حفظ آیین‌های محلی و احترام به شوون قبیلگی، آرمان دوباره این قوم در بازآفرینی عروسک به عنوان منبع درآمد اصلی این روستا، نشانه بارزی از چگونگی انقطاع‌پذیری این دو رویکرد به شکلی موفقیت‌آمیز و الگوپذیر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و تحلیل کتیبه های خوشنویسی فرش‌های موجود در موزه ویکتوریا آلبرت و متروپولیتن</title>
      <link>https://rajshomar.birjand.ac.ir/article_1874.html</link>
      <description>فرش های ایرانی، دارای طرح و نقش مختلفی از جمله خوشنویسی هستند. خوشنویسی در فرش در کنار سایر عناصر، مضامین و مفاهیمی دارد که اغلب شامل آیات و احادیث، اشعار و یا نام و نشانی بافنده و طراح فرش است. مسئله این پژوهش پاسخ به این سوال است که از چه مفاهیم و مضامینی در کتیبه‌های خوشنویسی فرش‌های موزه متروپولیتن و ویکتوریا آلبرت استفاده شده است؟ و کتیبه‌های خوشنویسی فرش‌های مورد مطالعه، چه اشکالی داشته‌اند و کتیبه‌ها در چه بخش‌هایی از فرش کاربرد داشتند؟ هدف مقاله، بررسی و تحلیل مضامین کتیبه‌های خوشنویسی فرش‌های دو موزه از منظر تاریخی، ادبی و دینی است. روش تحقیق توصیفی - تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه‌ای و جمع‌آوری تصاویر از سایت دو موزه بوده است. نتایج مشخص می‌کند، در فرش‌های بررسی شده، سه نوع مضمون تاریخ‌نگاری(نام بافنده یا سفارش دهنده)، ادبی (قالب غزل، قصیده و رباعی) و دینی (آیاتی از قرآن) و بیشتر با خوشنویسی نستعلیق در کتیبه-ها مشهود است. کتیبه های خوشنویسی تاریخ‌نگار به درج تاریخ بافت و نام بافنده و گاه عمل او اشاره دارد، کتیبه‌های دینی، در وصف خداوند و توحید است و کتیبه های ادبی به وصف بهار، یار و غنیمت شمردن فرصت پرداخته است. تنوع شکل کتیبه‌های خوشنویسی نیز شامل مستطیل، بازوبندی، قلمدانی، مربع و ترنجک است که به ترتیب بیشترین کاربرد کتیبه ها در فرشهای بررسی شده دو موزه، مربوط به 1. حاشیه اصلی یا پهن، 2. متن فرش، 3. حاشیه باریک (طره) و 4. در مرکز فرش و یا محل قرارگیری، ترکیبی از 4 مورد است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رنگرزی الیاف پشم با رنگزای طبیعی گیاه آویشن</title>
      <link>https://rajshomar.birjand.ac.ir/article_2160.html</link>
      <description>گیاه آویشن یک منبع غنی از پلی فنول‌ها مانند فلاونوئیدها و آنتوسیانین‌ها است که می‌تواند به عنوان یک رنگزای طبیعی استفاده شود. در این تحقیق تاثیر پارامترهای رنگرزی از جمله نوع دندانه، نوع اسید، روش رنگرزی، دما و غلظت رنگزا بر فام و شدت رنگ جذب شده از رنگزای آویشن بر روی الیاف پشم بررسی گردیده است. همچنین ثبات شستشویی و نوری نمونه‌های رنگ شده بر اساس معیارهای خاکستری و آبی ارزیابی شده است. نتایج نشان می‌دهد در حضور دندانه‌های مختلف فامهای زرد طلایی، سبز، خاکستری تیره و قهوه‌ای روشن ایجاد شده است. همچنین نمونه‌های رنگ شده با گیاه آویشن در حضور دندانه‌های فلزی، دارای ثبات شستشویی و ثبات نوری قابل قبول می‌باشند. دندانه‌های آهن، مس و کروم بهترین ثبات شستشویی و دندانه‌های مس و کروم بهترین ثبات نوری را ایجاد نموده‌اند. تحلیل نتایج میزان رنگ جذب شده تعادلی در دماها و غلظت‌های مختلف نشان می‌دهد با افزایش دما میزان جذب افزایش می‌یابد ولی با افزایش غلظت رنگ، روند جذب در دماهای مختلف متفاوت است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آسیب‌شناسی فرش معاصر مشهد از دید صاحب‌نظران با تاکید بر حوزه طراحی</title>
      <link>https://rajshomar.birjand.ac.ir/article_2212.html</link>
      <description>فرش شهری مشهد به عنوان یکی از سبک های اصلی شهری فرش ایران از دوره تیموری در قرن نهم ه.ق تا به امروز تحولات مختلفی را به خود دیده است. بعد از سپری شدن عصر طلایی فرش مشهد در دوران تیموری و صفوی، در اواخر دوره قاجار و اوایل پهلوی همزمان با احیای فرشبافی در سرتاسر ایران، فرش شهری مشهد نیز پس از پشت سرگزاردن دوران فترت دویست ساله در پی بازیابی گذشته باشکوه خود برآمد. در این دوره با پیشگامی تجار و تولیدکنندگان مهاجر آذربایجانی و کرمانی فرش های بزرگ پارچه و نفیسی با حفظ ویژگی های هویتی و تاریخی فرش اصیل مشهد تولید شدند. با گذشت زمان و بازاری شدن تولید، فرش شهری معاصر مشهد، شکوه و عظمت گذشته را از دست داده است. فرش دستبافت به عنوان یک فرآورده فرهنگی، بازتاب دهنده سنت ها و باورهای جوامع تولیدکننده می باشد و در راستای هویت بخشی به جغرافیای تولید نقش موثری دارد. از این رو مساله اصلی پژوهش حاضر مطالعه عوامل زمینه ای موثر در این پدیده با تاکید بر جمعبندی نظرات صاحبنظران میدانی این حوزه می باشد. سوال اصلی پژوهش معطوف به شناسایی آسیب های فرش معاصر مشهد و عوامل زمینه ای فرهنگی و اقتصادی این آسیب ها از منظر صاحب نظران این حوزه می باشد. پژوهش از نوع کیفی است که به شیوه توصیفی و تحلیلی و با استفاده از تحلیل محتوای مصاحبه با تعداد 10 نفر از فعالان و صاحب نظران بازار فرش مشهد به انجام رسیده است. نتایج نشان دادند نوسانات اقتصادی، تغییر در سبک زندگی مصرف کنندگان، موانع صادراتی متعدد، عدم شناخت سلیقه بازار، مثنی برداری از طرح های بازارپسند از مهم ترین آسیب های فرش معاصر مشهد به شمار می روند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل پالت های رنگی دو نمونه از قالیچه های بلوچ با استفاده از طیف سنجی انعکاسی</title>
      <link>https://rajshomar.birjand.ac.ir/article_2217.html</link>
      <description>عنصر رنگ و هارمونیِ فام‌های رنگیِ مورد استفاده در یک دست‌بافته می‌تواند شخصیتی منحصربه‌فرد به آن بدهد و ارزش هنری آن را در کنار طرح و نقش مطلوب دو چندان کند. یکی از مناطق نام آشنای ایران که گویی ساکنان آن به‌خوبی با این دانش آشنایی دارند اقلیم زیبای بلوچستان است؛ چرا که با به‌کارگیری تعداد فام‌های رنگی محدود (حداکثر 6 تا 8 فام) در طرح و نقش دست‌بافته‌های خویش هر بار روح تازه‌ای به وجود آنها می‌بخشند. اگرچه برخی از پژوهش‌ها بر موضوع مطالعه و شناخت فام‌های رنگی در دست‌بافته‌های سیستان و بلوچستان متمرکز شده‌اند؛ با‌این‌وجود، جای خالی تحلیل پالت رنگی مورد استفاده در این آثار هنری به کمک یک ابزار دقیق آزمایشگاهی به چشم می‌خورد. مطالعۀ پیش‌رو، با استفاده از آنالیز جامع و شناخته شدۀ طیف‌سنجی (یا اسپکتروفتومتر) انعکاسی که یک روش شناسایی غیرتخریبی است به تجزیه و تحلیل فام‌های رنگی موجود در دو قالیچۀ بلوچ با بیشترین تعداد فام‌های رنگی پرداخته است. با استفاده از این آنالیز، پارامترهایی نظیر: روشنایی (L*)، کروما (C)، زاویۀ رنگ (h˚) و اختلاف رنگ (E∆) فام‌های موجود در هر قالیچه برای نقاط مختلف (10 نقطه) محاسبه شدند. نتایج نشان می‌دهد که مواد رنگزای طبیعی، روش دندانه دادن و شرایط به‌کار گرفته شده (دما، زمان و شیوۀ شستشو) در فرآیند رنگرزی سنّتی می‌تواند بر پارامترهای رنگی یاد شده موثر باشد. علاوه‌بر‌این، تغییرات رنگی برای فام‌های غالب در قالیچه‌ها ناچیز بوده که نشان‌دهندۀ پایداری آنها در برابر عوامل محیطی (نور، رطوبت و سایش) است. این نتیجه حاکی از دانش ذاتی اقوام بلوچ پیرامون علم شناخت رنگ است، چیزی‌که یقیناً بافندگان خوش ذوق و هنرمند ساکن این منطقه آن را با نگریستن به اقلیم جغرافیایی زیبای اطراف محیط زندگی خویش آموخته‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>معرفی کارگاه بافندگی و فرش‌های تولیدی مدرسه باهاوس</title>
      <link>https://rajshomar.birjand.ac.ir/article_2373.html</link>
      <description>باهاوس از هنگام تاسیس بر طراحی و تولید آثار هنریِ قرن بیستم به شکلی گسترده تاثیرگذار بود. کارگاه بافندگی باهاوس از همان روزهای نخست شکل‌گیری این مدرسه شروع به کار کرد و تا واپسین روزهای مدرسه نیز به تولید گونه‌های گوناگون فرش مشغول بود. در میان پژوهش‌های حوزه فرش در ایران، فرش‌های باهاوس کمتر شناخته شده و بدان‌ها پرداخته نشده است. این مسئله که روند شکل‌گیری باهاوس به‌ویژه کارگاه بافندگی آن چه بوده و دانشجویان و مدیران این کارگاه چه کسانی بودند و چه آثاری را با چه شیوه‌ای تولید می‌کردند هدفی است که پژوهش پیش‌روی برای رسیدن به آن تلاش می‌کند. نتایج پژوهش نشان داد که فرش‌های تولیدی کارگاه بافندگی باهاوس به دو گروه اصلی قالیچه‌های دستباف گره‌دار و فرشینه‌های تزئینی تقسیم می‌شدند و چکیده‌ای از کلاس‌های فرم‌شناسی و ترکیب آن با تکنیک‌های عملی کارگاهی بودند.آنالیز طرح قالی‌های گره‌دار و فرشینه‌ها نشان داد که خطوط عمودی و افقی متقاطع و منظمی که متنی چهارضلعی را به‌وجود می‌آوردند، پایه‌های اصلی تشکیل‌دهنده متن هستند. رنگ‌های غالب نیز در این قالی‌ها و به‌طورکلی در تمامی تولیدات کارگاه بافندگی باهاوس طیف‌های روشن تا تیره‌ رنگ‌های اصلیِ آبی، زرد و قرمز و رنگ‌های ثانویه سبز و نارنجی هستند. چهارضلعی‌های تودرتو و اشکال ساده شده و به‌کارگیری رنگ‌های روشن و خنثی از جمله مواردی است که متاثر از آموزه‌های استادان فرمشناسی در فرش‌های باهاوس وارد شده است. به‌کارگیری مواداولیه‌ای که تا پیش از آن در بافت فرش به‌کار نرفته بود و همچنین ترکیب‌بندی پیچیده در متن فرش‌ها از دیگر ویژگی‌های این آثار بود. فرش‌های تولیدی این کارگاه به ویژه در دوره مدیریت گونتا اشتولزل هم در بازار فروش و هم نزد مدیران و استادان مدرسه تولیدات موفقی محسوب می‌شدند. کارگاه بافندگی و فرش‌های باهاوس منطبق بر هدف اصلی مدرسه یعنی وحدت میان هنر و صنعت تولید می‌شدند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی جایگاه فرش در ادبیات داستانی (بچه های قالیبافخانه اثر هوشنگ مرادی کرمانی)</title>
      <link>https://rajshomar.birjand.ac.ir/article_2236.html</link>
      <description>فرش دستباف یکی از هنرهای ایران است که از دوران بسیار دور و کهن مورد استفاده مردم بوده است. در طی قرن های متمادی، فرش به مرور زمان، به زندگی، فرهنگ، داستان وارد شده است. در دوران معاصر، نویسنده داستان های بومی، به نام هوشنگ مرادی کرمانی، داستانی از هنر قالیبافی کرمان به نام "بچه های قالیبافخانه" را نوشته است. بدین منظور سوال های پژوهش عبارتند از: آیا در داستان بچه های قالیبافخانه، به ویژگی های ظاهری و مسائل و مشکلات مربوط به آن اشاره شده است؟ آیا پیشه و حرفه قالی، محوریت اصلی در داستان را بر عهده دارد؟ ضرورت و رسالت این پژوهش، بررسی ابعاد مختلف جایگاه قالی در داستان بچه های قالیبافخانه هوشنگ مرادی کرمانی است که می توان گفت کمتر و یا اصلا به آن پرداخته نشده است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی است که از طریق گردآوری اطلاعات کتابخانه ای انجام شده است. در نتایج این پژوهش به جایگاه فرش در ابعاد مختلف (اصطلاحات قالیبافی، فضای کارگاه، طرح و نقش قالی، شرایط و وضعیت قالیبافخانه، دستمزد قالیباف، جایگاه فرهنگی فرش، رنگ های استفاده شده در قالی و ...) مورد بررسی قرار گرفته است. که نتیجه پژوهش نشان می دهد، در یکی از داستان های مذکور، به طرح قالی کرمان اشاره شده و در هر دو داستان انواع رنگ های رایج قالی کرمان، در آن زمان را بیان کرده است. و قالی محوریت اصلی داستان را بر عهده دارد و داستان های فرعی دیگر با آن ترکیب شده اند و شالوده کلی داستان را تشکیل داده اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و تحلیل نقوش به کار رفته در پرده نماهای خراسان جنوبی ( مطالعه موردی : منطقه گازار)</title>
      <link>https://rajshomar.birjand.ac.ir/article_2263.html</link>
      <description>فرهنگ و هنر عامه زمینه ایست مناسب برای پژوهشگران جهت شناخت باورها، اعتقادات، آیین ها، اسطوره‌های  مردم مناطق مختلف که بر بی پیرایگی و اندیشه عامه استوار است.پرده‌ها و پرده‌نماهای  گلدوزی شده یکی از این آثار هنری است که می‌توانند مخاطب را تحت تأثیر خود قرار داده و فرهنگ غنی نهفته در پس آثار را بازیابی و تعریف نمایند. فرم‌های نقش بسته بر روی پرده دوزی های خراسان جنوبی نمونه‌ای از تجلی این نوع خواست‌ها و تمایلات مردم بومی بر روی سطح سفید پارچه است که ماهیتی تجسمی یافته و به دلیل استفاده از نقشمایه‌های مختلف در رنگ های گوناگون ترکیب های زیبایی را ایجاد می کنند که قابل بررسی و تحلیل می‌باشند.نگارندگان در این پژوهش تلاش دارند به معرفی و بررسی فرمی و محتوایی نقوش این پرده‌ها پرداخته وضمن بررسی رابطۀ موجود بین نقوش این پرده‌ها به این سوالات پاسخ دهند که انواع فرم‌های به کاررفته در این پرده‌نماها چیست و از چه مضامین و موضوعاتی در خلق این نقوش بهره برده شده است؟ روش انجام این پژوهش به صورت توصیفی - تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات میدانی و کتابخانه ای است.با بررسی این پرده نماها می توان به این نتیجه رسید که تاثیرات از طبیعت پیرامون و مناظر طبیعی همچنین تحولات سیاسی و اجتماعی نقش تعیین کننده‌ای در ایجاد نقشمایه‌ها داشته‌اند. به عبارتی تمایلات مذهبی، سیاسی و فرهنگ بومی منطقه، به عنوان مضامین اصلی، نقشمایه های پرده‌ها را تشکیل می‌دهند که به زبانی ساده ودر قالب نقوش تصویری در کنار سایر عناصر بومی و محلی قرار گرفته اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>قالیبافی-درمانی؛ رویکردی نوین در جهت تداوم هنرصنعت قالی ایران</title>
      <link>https://rajshomar.birjand.ac.ir/article_2317.html</link>
      <description>در ماهیت دو وجهی فرش دستباف تاکید بر بعد اقتصادی، وجه هنرمندانه آن را تحت شعاع قرارداده که به طبع، خلاقیت و نوآوری های هنری را با محدودیت های بیانی مواجه می کند. در این میان بافندگان نخستین هنرمندانی بوده اند که در روند تکامل فرش، با الحاق عنوان &amp;amp;laquo;صنعتگر&amp;amp;raquo; به تدریج از حوزه ی هنری فرش کنارکشیدند. اگرچه جنبه ی کاربردی و مصرفی این کالای مهم صادراتی سویه های صنعتی آن را توجیه می کند با این حال نفس صنعت، تحرک و پویایی هنری را تضعیف ساخته و با تاکید وافر بر شیوه های تولید محصول، قالیبافان به کارگران صرف تقلیل داده شده اند. چنین نگرشی موجب سوءظن هنرآموزان در ورود به این عرصه می شود. لذا هدف پژوهش حاضر واکاوی بعد هنری قالی بافی و ظرفیت های بالقوه آن در آموزش بافت از منظر درمانی است. توجه به قالی از این منظر به دلیل اولویت جنبه های درمانی هنر نسبت به ارزش هنری و مهارتهای تکنیکی است. پرسش این است که از منظر هنردرمانی، قالیبافی از چه امکانات بالقوه ای برای کاهش تنشهای روحی و روانی و به طبع تربیت هنرآموزان خلاق برخوردار است؟ لذا قالی های عشایری و روستایی بعنوان نمونه های بارز آثار &amp;amp;laquo;هنرمند_بافنده&amp;amp;raquo; مدنظر بوده است. پژوهش به روش توصیفی تحلیلی، شیوه ی گردآوری اطلاعات بصورت کتابخانه ای و اسنادی صورت گرفته است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که قالی بافی برای بافنده عشایری و روستایی عرصه ی بازی و آزادی است. چنین فرشی با طرح خلاقانه بافنده به نوعی کلاژ خاطرات تبدیل می شود. وجود نشانه های عصیان بافنده در قالی های دارای نقشه نیز نشانه های تلاش هنرمند در حفظ نقطه ی امن بوده است. از این رو بافنده بطور ضمنی از بافت قالی در جهت پالایش روح و درمان سرخوردگی ها و یا امیال و آرزوهای نهفته سود جسته است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
